به گزارش خبرنگار میراث آریا، آتوسا مومنی، عصر روز چهارشنبه دهم تیرماه در آیین رونمایی از کتاب «قصههای کاخ سلیمانیه» که با حضور پژوهشگران، نویسندگان، فعالان حوزه میراث فرهنگی و مسئولان در کاخ سلیمانیه کرج برگزار شد، با تأکید بر نقش روایت در تداوم حیات تمدنها گفت: پیش از آنکه انسان شهر بسازد، برای آن قصه ساخته بود؛ پیش از آنکه تاریخ را بنویسد، روایت را آغاز کرده بود و پیش از آنکه بخواهد میراثی برای آیندگان به جا بگذارد با روایت به جهان پیرامون خود معنا بخشیده بود.
رئیس مرکز میراث ناملموس تهران افزود: شاید بزرگترین تفاوت انسان با دیگر موجودات، همین توانایی روایتگری باشد. تاریخ بشر پیش از آنکه بر کتیبهها و سنگنوشتهها ثبت شود، سینه به سینه نقل شد و نسل به نسل انتقال یافت. تمدنها نخست در حافظه مردم شکل گرفتند و سپس در آثار مکتوب و بناهای تاریخی تجلی پیدا کردند.
او با بیان اینکه استمرار هر تمدنی بیش از آنکه به استحکام بناهایش وابسته باشد، به دوام روایتهای آن بستگی دارد، گفت: هیچ تمدنی با فروریختن سنگها و دیوارها نابود نمیشود. تمدن زمانی از میان میرود که مردم دیگر روایتش را به خاطر نیاورند. تمدنها ابتدا از حافظه انسانها کوچ میکنند و سپس از جغرافیا.
این مسئول با اشاره به پیشینه تاریخی ایران گفت: آنچه این سرزمین را در طول هزاران سال پابرجا نگه داشته، فقط مرزهای جغرافیایی یا بناهای تاریخی نبوده، بلکه روایتهای مشترکی بوده که نسلهای مختلف آن را حفظ کردهاند. هویت ایرانی بر دوش روایتهایی استوار مانده که در حافظه مردم استمرار یافته است.
مومنی فراموشی را بیصداترین و در عین حال ویرانگرترین دشمن میراث فرهنگی توصیف کرد و گفت: بسیاری تصور میکنند تهدید اصلی میراث فرهنگی، زلزله، فرسایش، جنگ یا تخریب فیزیکی است؛ در حالی که فراموشی آرامآرام، بیآنکه دیده شود، حافظه فرهنگی یک ملت را تهی میکند. اگر معنا از حافظه جمعی رخت بربندد، حتی سالمترین بناهای تاریخی نیز کارکرد هویتی خود را از دست خواهند داد.
رئیس مرکز میراث ناملموس تهران در ادامه با قدردانی از دستاندرکاران انتشار کتاب قصههای کاخ سلیمانیه اظهار کرد: امروز برای رونمایی از یک کتاب گرد هم نیامدهایم. آنچه امروز متولد شده، یک اندیشه است؛ اندیشهای که میتواند شیوه نگاه ما به پاسداری از میراث فرهنگی را تغییر دهد.
این مسئول گفت: آنچه در این مجموعه منتشر شده، صرفاً ۱۷ داستان نیست. این اثر تلاشی است برای بازگرداندن صدا به بنایی تاریخی؛ تلاشی برای آنکه کاخ سلیمانیه فقط در حافظه معماری کشور باقی نماند، بلکه دوباره به حافظه جمعی مردم بازگردد.
او توضیح داد: سالهاست درباره حفاظت، مرمت، ثبت ملی و ثبت جهانی آثار تاریخی سخن گفتهایم، اما کمتر از خود بناها پرسیدهایم که چه روایتهایی را در دل خود پنهان کردهاند. هر بنای تاریخی انباشتی از خاطره، تجربه، امید، رنج، عشق، سوگواری، زیستن و اندیشیدن نسلهایی است که در پیرامون آن زندگی کردهاند.
این مسئول با تأکید بر اینکه هر اثر تاریخی دو نوع حیات را تجربه میکند، افزود: نخستین حیات، زندگی کالبدی بناست که با مرمت، حفاظت و نگهداری استمرار پیدا میکند، اما زندگی دوم، در ذهن و حافظه مردم شکل میگیرد. اگر این زندگی دوم خاموش شود، حتی دقیقترین و علمیترین مرمتها نیز نمیتوانند میراث را زنده نگه دارند.
رئیس مرکز میراث ناملموس تهران ادامه داد: مرمتگران، کالبد بنا را احیا میکنند، اما روایتگران، روح آن را زنده نگه میدارند. اگر روایت خاموش شود، بنا به تدریج به شیئی بیصدا تبدیل میشود؛ شیئی که اگرچه پابرجاست، اما دیگر در زندگی مردم حضوری ندارد.
مومنی با بیان اینکه ادبیات میراث فرهنگی در دهههای گذشته بیش از هر چیز بر دو مفهوم میراث ملموس و میراث ناملموس استوار بوده است، گفت: امروز زمان آن رسیده که یک اصل بنیادین دیگر نیز به این ادبیات افزوده شود و آن حق روایت شدن میراث است.
این مسئول ابراز کرد: همانگونه که هر اثر تاریخی حق دارد ثبت، مرمت، حفاظت و صیانت شود، به همان اندازه نیز حق دارد روایت شود؛ زیرا روایت، حق روح میراث است و تنها از این مسیر میتوان آن را برای آیندگان زنده نگاه داشت.
رئیس مرکز میراث ناملموس تهران اظهار کرد: بسیاری از ارزشهای یک بنای تاریخی در گزارشهای فنی مرمت یا پروندههای ثبتی دیده نمیشود. آنچه در این اسناد ثبت میشود، ویژگیهای کالبدی اثر است، اما لایههای عمیقتری از معنا، خاطره، تجربه و احساس در دل بنا نهفته است که تنها از طریق روایت امکان انتقال پیدا میکند.
او گفت: آنچه یک بنا را به میراث فرهنگی تبدیل میکند، پیوندی است که میان آن و مردم برقرار میشود. این رابطه از جنس تعلق، خاطره، احساس و هویت است و اگر این پیوند گسسته شود، حتی ارزشمندترین آثار تاریخی نیز به اشیایی خاموش تبدیل خواهند شد.
مومنی با اشاره به جایگاه روایت در فرهنگ ایران، توضیح داد: از گاهان تا شاهنامه، از نقالی و پردهخوانی تا قصههای مادربزرگها و روایتهای شفاهی روستاها، ایران همواره خود را از مسیر روایت حفظ کرده است. اگر امروز ایران همچنان به عنوان یکی از کهنترین کانونهای تمدنی جهان شناخته میشود، بخش مهمی از این ماندگاری مرهون روایتهایی است که قرنها در حافظه مردم جریان داشته است.
رئیس مرکز میراث ناملموس تهران در پایان گفت: اگر بتوانیم روایتهای میراث فرهنگی را حفظ کنیم، در حقیقت از هویت ملی خود پاسداری کردهایم؛ زیرا میراث، پیش از آنکه در بناها زندگی کند، در حافظه انسانها زنده است و هر ملتی به اندازه روایتهایی که از خود حفظ میکند، ماندگار خواهد ماند.
انتهای پیام/
نظر شما